تبليغاتX
صدفهای سخن - حکمت43 و 44
شرح مختصر بر کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام

وقال عليه السلام في ذكر خباب بن الاَرتّ: يَرْحَمُ اللهُ خَبَّاباً، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَهَاجَرَ  طَائِعاً، [وَقَنِعَ بالْكَفَافِ وَرَضِيَ عَنِ اللهِ،] وَعَاشَ مُجَاهِداً.

وقال عليه السلام : طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَعَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَقَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَرَضِيَ عَنِاللهِ

امام عليه السلام درباره خباب ابن ارت فرمود:خداى خباب بن ارت را رحمت كند او از روى ميل اسلام آورد و از روى اطاعت‏خدا هجرت كرد.و بزندگى ‏ساده قناعت نمود. و از خدا خشنود و در تمام دوران زندگى مجاهد بود.

خوشا به حال كسيكه بياد معاد باشد.و براى روز حساب عمل كند. و بمقدار كفايت قناعت نمايد.و از خدا راضى باشد.

برداشتها

1. گاهي ما دنبال يه آدم صاحب نفس هستيم كه ما رو دعا كنه !! خب از علي بهتر كه خود نفسه ! ببين چي كار كرده كه علي اونو دعا ميكنه . دعايي كه رد خور نداره!!!

2. اسلام آوردن بدون كه فقط به زبان نيست توي اون زمان مثل الان زياد دم از اسلام ميزدن ولي علي خباب  رو دعا كرد .

3. هجرت از توم دارايي ها و دوري از خانواده براي حفظ دين تا حالا بهش فكر كردي ؟

4. اكتفا به كمترين ها و در عين حال نق نق نكردن بلكه خوشحال بودن !!!

5.و مجاهدت و عمل با در خطر نهادن جان خود اونم كه يكي دو سال .

نكته ها

۱. ( الطوبى ) : بمعناي سعادت و خير  و بهره و لذت نيكو      

۲. در كتاب التنقيح علامه طباطبايي گفته اند : آيه « و لا تطرد الّذين يدعون ربّهم بالغداة و العشيّ يريدون وجهه » 52 الأنعام » ( از خودت نرآن كساني را كه پروردگارشان را صبحگاهان و شامگاهان از روي اخلاص مي خوانند . ) در مورد خباب بن الاَرتّ و سلمان و ابوذر و عمار نازل شده .

در كتاب الخصال از  عليّ عليه السّلام آمده پيشگامان 5 نفرند : من از عرب و سلمان از فارس

 و بلال از حبشه  و صهيب از رّوم و خباب از نبط .

۳. خباب بن ارت. پدر وى از قبيله بنى تميم و مردى از نواحى جنوب عراق بود. مردمى از قبيله

«ربيعه‏» او را اسير كردند و آوردند مكه و به شخصى به نام «سباع بن عبدالعزى خزاعى‏» فروختند.

خباب ششمين كسى بود كه به پيغمبر گرويد، و اين نيز پيش از آن بود كه پيغمبر به خانه «ارقم بن ابى ارقم‏» در آيد. همين كه كفار قريش پى بردند اين مرد بى كس مسلمان شده است، او را گرفتند و به سختى شكنجه دادند.

كفار، «خباب‏» را برهنه مى‏كردند و با پشت به روى ريگهاى تفتيده مى‏انداختند. گاهى نيز او را لخت كرده و به روى سنگ داغى كه در زير آن آتش افروخته بودند، انداخته و شكنجه مى‏دادند. در اثناى شكنجه سرش را بر مى‏گرداندند و از وى مى‏خواستند آنچه آنها مى‏خواهند بازگو كند، ولى خباب مقاومت مى‏كرد و تسليم نمى‏شد. خباب به سال 36 هجرى در كوفه از دنيا رفت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 14:40  توسط مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
جگرم سوخت دلم آتیش گرفت....
چون که خواندم جرج جرداق مسیحی نهج البلاغه رو 200 بارخونده
آره دویست بار!!!
اما من بچه شیعه مثلا یک بارم نخوندم .
کتابی که بعد از قرآن مدعی بلاغتی است که منکر نداره.
یا علی بگو تو هم شروع کن...
.
.
اومدین مشهد به ما هم خبر بدین
مشتاق دیدار بچه های گل ایران

پیوندهای روزانه
آیت الله خامنه ای
آیت الله فاضل لنکرانی(ره)
آیت الله سیستانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله شهید مطهری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
تیر 1386
پیوندها
می دانم که می آیی×
امام علي نت
امام شب
.:: آفاق ::.
منتظرظهور
دوست ندارم
خاک بر سران
خواص آیات قرآن، ادعیه و علوم غریبه××
کعبه عشق××
نگاهی نو××
یک بار برای همیشه
حجاب××
مسیحیت××
بی دل شیدا××
معرفی وبلاگ(تبلیغ رایگان)××
خدا , ائمه , مهدی , شهدا و ... عشق××
پستهای عجیب و غریب
تدبر در قرآن
فریاد سوخته
امام علی علیه السلام
فوتبال حرفه ای ( پارتی داره )
يار بي همتا
حبل الله المتين
نهج البلاغه و اتحاد ملی و ...
خلوتگه راز(لافتی الا علی......)
فدایی اسلام
باران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

محاکمه