![]() |
![]() |
|
| شرح مختصر بر کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام |
|
وَ قَالَ علیه السلام لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِينَاهُ وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى قال الرضي و هذا من لطيف الكلام و فصيحه و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلاء و ذلك أن الرديف يركبعجز البعير كالعبد و الأسير و من يجري مجراهما ترجمه و فرمود (ع ):ما را حقى است كه اگر آن را به ما دادند، بگيريم و اگر ندادند، بر ترك شتر سوار مى شويم ، هر چند، سير در شب باشد و به دراز كشد . شريف رضى جمع کننده کلمات امام(ع) گويد: اين سخن ،سخنى لطيف و فصيح است يعنى اگر حق ما را ندهند، ما در زمره خوارشدگان باشيم زيرا بنده و اسير و امثال آنها را بر سرين شتر مى نشانند يعنى پشت سر آنكه شتر را مى راند. لغات أَعْجَازَ الْإِبِلِ : دنباله شتر ، انتهاء شتر السُّرَى : حرکت در شب توضیحات 1- اهل سنت گویند که این کلام را حضرت در زمان انتخاب عثمان گفته و شیعه گویند که در زمان ابوبکر بوده است 2- حرکت در شب کنایه از زمانی است که حکومت در دستِ مانندِ علی (ع) نباشد 3-حضرت زمانی که حقشان را نتوانستند بگیرند دو کار کردند اول با راهنمایی هایشان اسلام را از خطرات نجات دادند دوم منتظر فرصتی بودند که حکومت را در زمان مناسب در دست بگیرند 4-حضرت هر چند مورد بی اعتنائی قرار گرفته بودند در صدد تلافی نبودند وعقده ای رفتار نمی نمودند 5- در رابطه با حکومت آن زمان ترجمه خطبه217 و قسمتی از خطبه172 و اگر دوست داشتید خطبه 3 (معروف به شقشقیه) را در ادامه مطلب ببینید ترجمه خطبه217 : خطبه اى از حضرت (ع ): بار خدايا از تو مى خواهم كه مرا در برابر قريش و يارانش يارى دهى كه پيوند خويشاوندى مرا بريده اند و كاسه مرا سرنگون كرده اند. گرد آمده اند تا با من ستيزه كنند و حقى را كه از آن من است و من از ديگران بدان سزاوارترم از من دريغ دارند. گفتند كه حق چيزى است كه مى توانى آن را بگيرى و ديگران هم مى توانند تو را از گرفتن آن بازدارند. پس ، يا غمگینانه شكيبا باش يا از اندوه و حسرت بمير. در آن حال ، نگريستم ، ديدم كه مرا ياورى و مدافعى و مددكارى جز اهل بيتم نيست ، دريغم آمد كه آنها را طعمه مرگ سازم . پس در حالى كه ، خاشاك به ديده ام رفته بود، چشم پوشى كردم و در حالى كه ، استخوان در گلويم شكسته بود، آب دهن اندك اندك فرو بردم . صبر كردم و خشم خود فرو خوردم ، بر چيزى كه از حنظل تلختر بود و براى دل من از تيغ تيز دردآورتر. از خطبه172 : يكى به سخن آمد و به من گفت اى پسر ابو طالب ، چقدر به خلافت آزمندى .گفتم به خدا سوگند، شما بدان آزمندتريد، با آنكه از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) دورتريد. و من از شما به خلافت مخصوص ترم و به او نزديكتر. من حقى را طلبيدم كه از آن من بود و شما ميان من و حق من حايل شديد و مرا از آن منع كرديد. چون آن مرد را در برابر جمع با برهانى كه آوردم اينچنين مغلوب نمودم ، مبهوت بماند و ندانست كه مرا چه پاسخ دهد. بار خدايا، مى خواهم كه مرا در برابر قريش و آنان كه قريش را يارى مى كنند يارى فرمايى . آنان پيوند خويشاوندى مرا بريدند و منزلت مرا خرد شمردند و براى نبرد با من ، در امرى كه از آن من بود، دست به دست هم دادند. سپس در جايى گفتند حق آن است ، كه آن را بستانى و در جاى ديگر گفتند كه آن را واگذارى
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 13:54 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
جگرم سوخت دلم آتیش گرفت....
چون که خواندم جرج جرداق مسیحی نهج البلاغه رو 200 بارخونده آره دویست بار!!! اما من بچه شیعه مثلا یک بارم نخوندم . کتابی که بعد از قرآن مدعی بلاغتی است که منکر نداره. یا علی بگو تو هم شروع کن... . . اومدین مشهد به ما هم خبر بدین مشتاق دیدار بچه های گل ایران |
| پیوندهای روزانه |
|
آیت الله خامنه ای آیت الله فاضل لنکرانی(ره) آیت الله سیستانی آیت الله مکارم شیرازی آیت الله جوادی آملی آیت الله شهید مطهری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 تیر 1386 |
|
RSS
|